سوره‌ها

جزء

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الذي انزل على عبده الكتاب ولم يجعل له عوجا ۜ ۱
قرائتی قرائتی ستایش مخصوص خدایى است كه كتاب بر بنده‌ى خود نازل كرد و براى آن هیچ‌گونه انحرافى قرار نداد.
قيما لينذر باسا شديدا من لدنه ويبشر المومنين الذين يعملون الصالحات ان لهم اجرا حسنا ۲
قرائتی قرائتی [كتابى] استوار، تا از عذاب شدیدى كه از سوى اوست، بترساند و به مؤمنانى كه كارهاى شایسته انجام مى‌دهند، بشارت دهد كه براى آنان پاداشى نیكوست.
ماكثين فيه ابدا ۳
قرائتی قرائتی براى همیشه در آن [بهشت] ماندگارند.
ﯿ
وينذر الذين قالوا اتخذ الله ولدا ۴
قرائتی قرائتی و تا بیم دهد به آنان كه گفتند: «خداوند براى خود فرزندى گرفته است!»
ما لهم به من علم ولا لابايهم ۚ كبرت كلمة تخرج من افواههم ۚ ان يقولون الا كذبا ۵
قرائتی قرائتی نه آنان به این [سخن بى‌پایه‌] یقین و دانشى دارند و نه پدرانشان. این سخنى که از دهانشان بیرون مى‌آید، تهمت بزرگى است و جز دروغ نمى‌گویند.
فلعلك باخع نفسك على اثارهم ان لم يومنوا بهاذا الحديث اسفا ۶
قرائتی قرائتی پس [اى پیامبر!] بیم آن مى‌رود که اگر به این سخن [الهی] ایمان نیاورند، تو در پى آنان خود را از شدت اندوه هلاک کنى!
انا جعلنا ما على الارض زينة لها لنبلوهم ايهم احسن عملا ۷
قرائتی قرائتی همانا ما آنچه را روى زمین است، زینت براى آن قرار دادیم تا آنان را بیازماییم که کدامشان بهتر و نیکوتر عمل مى‌کنند.
ﭿ
وانا لجاعلون ما عليها صعيدا جرزا ۸
قرائتی قرائتی و ما [سرانجام] آنچه را روى آن است، به صورت خاک، و زمینى بى‌گیاه قرار مى‌دهیم.
ام حسبت ان اصحاب الكهف والرقيم كانوا من اياتنا عجبا ۹
قرائتی قرائتی آیا پنداشته‌اى که اصحاب کهف و رقیم، از نشانه‌هاى شگفت ما بودند؟ [ما را نشانه‌هایى شگفت‌انگیزتر از آن نیز هست.]
اذ اوى الفتية الى الكهف فقالوا ربنا اتنا من لدنك رحمة وهيي لنا من امرنا رشدا ۱۰
قرائتی قرائتی آن‌گاه که آن جوانمردان [از شرّ حکومت طاغوت‌] به غار پناه بردند، گفتند: «پروردگارا! از سوى خود رحمتى به ما عطا کن و براى ما [زمینه‌ی‌] رشدى در کارمان فراهم ساز!»
فضربنا على اذانهم في الكهف سنين عددا ۱۱
قرائتی قرائتی پس ما تا چند سالى که در آن غار بودند، بر گوش‌هاى آنان [پرده‌ى خواب و بی‌هوشى] زدیم.
ثم بعثناهم لنعلم اي الحزبين احصى لما لبثوا امدا ۱۲
قرائتی قرائتی سپس آنان را برانگیختیم [و بیدارشان کردیم] تا معلوم سازیم کدام یک از آن دو گروه، مدّت خواب و درنگ خود را دقیق‌تر حساب مى‌کند.
نحن نقص عليك نباهم بالحق ۚ انهم فتية امنوا بربهم وزدناهم هدى ۱۳
قرائتی قرائتی ما داستان آنان را به درستى براى تو حکایت مى‌کنیم. آنان جوانمردانى بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر هدایتشان افزودیم.
وربطنا على قلوبهم اذ قاموا فقالوا ربنا رب السماوات والارض لن ندعو من دونه الاها ۖ لقد قلنا اذا شططا ۱۴
قرائتی قرائتی و ما به دل‌هایشان نیرو و استحکام بخشیدیم، آن‌گاه که آنان به­پاخاستند و گفتند: «پروردگار ما همان پروردگار آسمان‌ها و زمین است، هرگز جز او [کسى را به] خدایى نخواهیم خواند، چرا که در این صورت سخنی نادرست گفته‌ایم.
ﯿ
هاولاء قومنا اتخذوا من دونه الهة ۖ لولا ياتون عليهم بسلطان بين ۖ فمن اظلم ممن افترى على الله كذبا ۱۵
قرائتی قرائتی آنان، قوم [نادان‌] ما هستند که به جاى خدا، معبودانى دیگر گرفته‌اند. چرا آنان دلیل آشکارى بر [حقّانیت] خدایان خود نمى‌آورند؟ پس کیست ستمکارتر از کسى که بر خداوند، دروغ بندد؟
واذ اعتزلتموهم وما يعبدون الا الله فاووا الى الكهف ينشر لكم ربكم من رحمته ويهيي لكم من امركم مرفقا ۱۶
قرائتی قرائتی و آن‌گاه که از مشرکان و آنچه جز خدا مى‌پرستند، فاصله گرفتید، پس به غار پناه برید، تا پروردگارتان رحمت خود را براى شما بگسترد، و در کارتان براى شما آسایشی فراهم آورد.»
ﭿ
۞ وترى الشمس اذا طلعت تزاور عن كهفهم ذات اليمين واذا غربت تقرضهم ذات الشمال وهم في فجوة منه ۚ ذالك من ايات الله ۗ من يهد الله فهو المهتد ۖ ومن يضلل فلن تجد له وليا مرشدا ۱۷
قرائتی قرائتی و [اگر آنجا بودى] خورشید را مى‌دیدى که هنگام طلوع، به سمت راست آنان متمایل مى‌شود و چون غروب کند، ایشان را وامى‌گذارد و به چپ متمایل مى‌گردد و آنان در محلّى وسیع از آن غار قرار داشتند. این از آیات و نشانه‌هاى خداست. هر کس را خدا هدایت کند، او هدایت‌یافته‌ى راستین است و هر که را [به بیراهه واگذارد و] گمراه کند، هرگز براى او یاورى راهنما نخواهى یافت.
وتحسبهم ايقاظا وهم رقود ۚ ونقلبهم ذات اليمين وذات الشمال ۖ وكلبهم باسط ذراعيه بالوصيد ۚ لو اطلعت عليهم لوليت منهم فرارا ولمليت منهم رعبا ۱۸
قرائتی قرائتی و آنان را بیدار مى‌پنداشتى، [زیرا چشمانشان باز بود،] در حالى که آنان خواب بودند و ما آنان را به پهلوى راست و چپ مى‌گرداندیم [تا بدنشان سالم بماند.] و سگشان دست‌هاى خود را بر آستانه‌ى غار گشوده بود. اگر نگاهشان مى‌کردى، پشت کرده، از آنان مى‌گریختى و همه‌ی وجودت از آنان پر از ترس مى‌شد.
وكذالك بعثناهم ليتساءلوا بينهم ۚ قال قايل منهم كم لبثتم ۖ قالوا لبثنا يوما او بعض يوم ۚ قالوا ربكم اعلم بما لبثتم فابعثوا احدكم بورقكم هاذه الى المدينة فلينظر ايها ازكى طعاما فلياتكم برزق منه وليتلطف ولا يشعرن بكم احدا ۱۹
قرائتی قرائتی و ما آن‌گونه [که خوابشان کردیم]، آنان را [از خواب] برانگیختیم تا میان خود از یکدیگر پرسش کنند. یکى از آنان گفت: «چه مدّت [در این غار] مانده‌اید؟» گفتند: «یک روز، یا بخشى از روز.» [سرانجام] گفتند: «پروردگارتان داناتر است که چه مقدار مانده‌اید. پس یکى از خودتان را با این پولتان به شهر بفرستید تا ببیند کدام‌یک [از مغازه‌داران] غذاى پاکیزه‌ترى دارد؟ پس غذایى از آن برایتان بیاورد و باید [در این کار] زیرکى و دقّت به خرج دهد، مبادا کسى را از شما آگاه کند!
انهم ان يظهروا عليكم يرجموكم او يعيدوكم في ملتهم ولن تفلحوا اذا ابدا ۲۰
قرائتی قرائتی زیرا اگر آنان بر شما دست یابند، سنگسارتان خواهند کرد، یا شما را به آیین خودشان بازخواهند گرداند و در این صورت هرگز رستگار نخواهید شد.»
وكذالك اعثرنا عليهم ليعلموا ان وعد الله حق وان الساعة لا ريب فيها اذ يتنازعون بينهم امرهم ۖ فقالوا ابنوا عليهم بنيانا ۖ ربهم اعلم بهم ۚ قال الذين غلبوا على امرهم لنتخذن عليهم مسجدا ۲۱
قرائتی قرائتی و بدین‌گونه [مردم آن شهر را‌] بر حالشان آگاه کردیم تا بدانند وعده‌ی خدا [در برانگیختن مردگان‌] حقّ است و در فرارسیدن قیامت هیچ تردیدى نیست. هنگامى که [کاشفانِ غار] میان خود در کار آنان نزاع و ستیز داشتند، [یک گروه‌] گفتند: بر روی [جایگاه‌] آنان بِناى یادبودى بسازید، پروردگارشان به [حال] آنان داناتر است.» اما کسانى که بر کارشان [نسبت به اصحاب کهف‌] پیروز شدند، گفتند: «ما بر [جایگاه‌] آنان معبد و مسجدى مى‌سازیم.»
ﭿ
سيقولون ثلاثة رابعهم كلبهم ويقولون خمسة سادسهم كلبهم رجما بالغيب ۖ ويقولون سبعة وثامنهم كلبهم ۚ قل ربي اعلم بعدتهم ما يعلمهم الا قليل ۗ فلا تمار فيهم الا مراء ظاهرا ولا تستفت فيهم منهم احدا ۲۲
قرائتی قرائتی به زودى خواهند گفت: «آنان سه نفر بودند، چهارمینشان سگشان بود.» و [عدّه‌اى] می‌گویند: «پنج نفر بودند، ششمینِ آنان سگشان بود.» [این سخنى بى‌دلیل و] پرتاب تیرِ گمان به گذشته‌اى ناپیداست و [عدّه‌اى دیگر] می‌گویند: «هفت تن بودند و هشتمین آنان سگشان بود.» بگو: «پروردگارم به تعدادشان داناتر است، [و شمار] آنان را جز اندکى، کسى نمى‌داند.» پس درباره‌ى آنان جز به ظاهر [و آنچه آشکار کرده‌ایم]، مجادله مکن و درباره‌ى ایشان از هیچ‌کس نظر مخواه.
ولا تقولن لشيء اني فاعل ذالك غدا ۲۳
قرائتی قرائتی درباره‌ى هیچ چیز و هیچ کار، مگو که من، آن را فردا انجام مى‌دهم.
الا ان يشاء الله ۚ واذكر ربك اذا نسيت وقل عسى ان يهدين ربي لاقرب من هاذا رشدا ۲۴
قرائتی قرائتی مگر آنکه [بگویى:] «اگر خدا بخواهد.» و اگر [گفتنِ ان‌شاءاللَّه را] فراموش کردى، [هرگاه یادت آمد،] پروردگارت را یاد کن و بگو: «امید است که پروردگارم مرا به راهى که [به درستی] نزدیک‌تر است، راهنمایى کند.»
ولبثوا في كهفهم ثلاث ماية سنين وازدادوا تسعا ۲۵
قرائتی قرائتی و آنان در غارشان سیصد و نُه سال ماندند.
قل الله اعلم بما لبثوا ۖ له غيب السماوات والارض ۖ ابصر به واسمع ۚ ما لهم من دونه من ولي ولا يشرك في حكمه احدا ۲۶
قرائتی قرائتی [در برابرِکسانى که اختلاف دارند،] بگو: خداوند به مدّتى که در غار ماندند، داناتر است. غیب آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست. چه بینا و شنواست! جز او براى مردم هیچ یار و یاورى نیست و هیچ کس را در حکم و فرمانروایىِ خود شریک نمى‌گیرد.»
ﯿ
واتل ما اوحي اليك من كتاب ربك ۖ لا مبدل لكلماته ولن تجد من دونه ملتحدا ۲۷
قرائتی قرائتی و آنچه را که از کتاب پروردگارت به تو وحى شده است، [بر مردم] بخوان. [سنّت‌ها و] کلمات الهى را تغییردهنده‌اى نیست و هرگز جز او پناهگاهى نخواهى یافت.
واصبر نفسك مع الذين يدعون ربهم بالغداة والعشي يريدون وجهه ۖ ولا تعد عيناك عنهم تريد زينة الحياة الدنيا ۖ ولا تطع من اغفلنا قلبه عن ذكرنا واتبع هواه وكان امره فرطا ۲۸
قرائتی قرائتی و همراه با کسانى که پروردگارشان را هر صبحگاه و شامگاه مى‌خوانند و خشنودى او را مى‌جویند، خود را شکیبا ساز و دیدگانت را از آنان برمگیر که زیور دنیا را بطلبى و از کسانى که دلشان را از یاد خود غافل کرده‌ایم و در پى هوس خویشند و کارشان بر گزافه و زیاده‌روى است، پیروى مکن.
ﭿ
وقل الحق من ربكم ۖ فمن شاء فليومن ومن شاء فليكفر ۚ انا اعتدنا للظالمين نارا احاط بهم سرادقها ۚ وان يستغيثوا يغاثوا بماء كالمهل يشوي الوجوه ۚ بيس الشراب وساءت مرتفقا ۲۹
قرائتی قرائتی و بگو: «حقّ از سوى پروردگار شما رسیده است، پس هر که خواست ایمان آورد و هر که خواست کافر شود.» همانا ما براى ستمگران آتشى مهیا کرده‌ایم که [شعله‌هایش] همچون سراپرده‌اى آنان را فراگرفته، و اگر فریادرسى خواهند، با آبى [چون مس] گداخته به فریادشان مى‌رسند که [گرماى آن] چهره‌ها را بریان مى‌کند! چه بد نوشیدنى و چه بد جایگاهى است!
ان الذين امنوا وعملوا الصالحات انا لا نضيع اجر من احسن عملا ۳۰
قرائتی قرائتی آنان که ایمان آورده و کارهاى نیک کرده‌اند، [بدانند که] ما پاداش نیکوکاران را تباه نمى‌کنیم.
اولايك لهم جنات عدن تجري من تحتهم الانهار يحلون فيها من اساور من ذهب ويلبسون ثيابا خضرا من سندس واستبرق متكيين فيها على الارايك ۚ نعم الثواب وحسنت مرتفقا ۳۱
قرائتی قرائتی آنان باغ‌هایى جاوِدانه دارند که نهرها از زیر [قصرها و تخت‌هایشان] جارى است. در آنجا با دستبندهایى طلایى آراسته مى‌شوند و جامه‌هایى سبز از حریر نازک و دیبای ضخیم مى‌پوشند، در آنجا برتخت‌ها تکیه می‌دهند. چه نیکو پاداشى و چه خوش جایگاهى!
۞ واضرب لهم مثلا رجلين جعلنا لاحدهما جنتين من اعناب وحففناهما بنخل وجعلنا بينهما زرعا ۳۲
قرائتی قرائتی [اى پیامبر!] براى آنان [سرگذشت] دو مردى را مثل بزن که براى یکى از آن دو، دو باغ انگور قرار دادیم و دور آنها را با نخل پوشاندیم و میان آن دو باغ را کشت‌زار قرار دادیم.
كلتا الجنتين اتت اكلها ولم تظلم منه شييا ۚ وفجرنا خلالهما نهرا ۳۳
قرائتی قرائتی هر دو باغ، میوه [فراوان] خود را داد و چیزى از آن نکاست و میان آن دو [باغ]، نهرى روان ساختیم.
ﯿ
وكان له ثمر فقال لصاحبه وهو يحاوره انا اكثر منك مالا واعز نفرا ۳۴
قرائتی قرائتی و آن مرد را میوه‌اى [فراوان] بود. پس به دوستش که با او گفتگو مى‌کرد، گفت: «من از تو مالدارترم، و از نظر نفرات، [نیز] نیرومندترم.»
ودخل جنته وهو ظالم لنفسه قال ما اظن ان تبيد هاذه ابدا ۳۵
قرائتی قرائتی و او در حالى که بر خویش ستمکار بود، به درون باغ آمد [و با غرور] گفت: «گمان ندارم که هرگز این [باغ] نابود شود،
وما اظن الساعة قايمة ولين رددت الى ربي لاجدن خيرا منها منقلبا ۳۶
قرائتی قرائتی و گمان نمى‌کنم که قیامت برپا شود و اگر هم به سوى پروردگارم بازگردانده شوم، یقیناً بهتر از این [باغ] را در بازگشت، خواهم یافت.»
قال له صاحبه وهو يحاوره اكفرت بالذي خلقك من تراب ثم من نطفة ثم سواك رجلا ۳۷
قرائتی قرائتی دوستش که با او گفتگو مى‌کرد، گفت: «آیا به آن کسی کفر می‌ورزی که تو را از خاک، سپس از نطفه آفرید، آن‌گاه تو را مردى کامل و تمام اندام قرار داد؟!
ﭿ
لاكنا هو الله ربي ولا اشرك بربي احدا ۳۸
قرائتی قرائتی ولى من [می‌گویم:] اوست خداوند، پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمى‌سازم.
ولولا اذ دخلت جنتك قلت ما شاء الله لا قوة الا بالله ۚ ان ترن انا اقل منك مالا وولدا ۳۹
قرائتی قرائتی و چرا آن‌گاه که وارد باغت شدى، نگفتى: آنچه خدا بخواهد [همان شود!] هیچ نیرویى جز به [قدرت] خدا نیست. اگر مرا از نظر مال و فرزند، کمتر از خویش مى‌بینى،
فعسى ربي ان يوتين خيرا من جنتك ويرسل عليها حسبانا من السماء فتصبح صعيدا زلقا ۴۰
قرائتی قرائتی پس امید است که پروردگارم بهتر از باغِ تو را به من عطا کند و مجازات حساب شده‌ای بر باغ تو از آسمان بفرستد تا به زمینى بى‌گیاه و لغزنده تبدیل شود،
او يصبح ماوها غورا فلن تستطيع له طلبا ۴۱
قرائتی قرائتی یا آبِ آن فروکش کند، پس هرگز نتوانى آن را بازیابى.»
واحيط بثمره فاصبح يقلب كفيه على ما انفق فيها وهي خاوية على عروشها ويقول يا ليتني لم اشرك بربي احدا ۴۲
قرائتی قرائتی و [سرانجام] میوه­‌هاى باغ آن [مرد مغرور، با قهر خدا] احاطه شد [و از بین رفت]. پس او چنان شد که دو دست خویش را به خاطر خرج‌هایى که در باغ کرده بود، [از شدّت حسرت] برهم مى‌مالید، در حالى که همه داربست‌ها فروریخته بود و مى‌گفت: «اى کاش کسى را شریک پروردگارم قرار نمى‌دادم.»
ولم تكن له فية ينصرونه من دون الله وما كان منتصرا ۴۳
قرائتی قرائتی و هیچ گروهى نداشت که او را در برابر [قهر] خدا یارى کنند و نمى‌توانست خودش را یارى کند.
هنالك الولاية لله الحق ۚ هو خير ثوابا وخير عقبا ۴۴
قرائتی قرائتی آنجا [ثابت شد که] قدرت تنها از آنِ خداى حقّ است و [نزد] اوست بهترین پاداش و نیکوترین فرجام.
ﯿ
واضرب لهم مثل الحياة الدنيا كماء انزلناه من السماء فاختلط به نبات الارض فاصبح هشيما تذروه الرياح ۗ وكان الله على كل شيء مقتدرا ۴۵
قرائتی قرائتی و [اى پیامبر!] براى آنان زندگى دنیا را مثَل بزن که همچون آبى است که از آسمان فروفرستادیم، پس گیاه زمین به وسیله‌ى آن [چنان انبوه شود که] در هم فرورود، پس ناگهان خشک شود، آن چنان که بادها پراکنده‌اش سازند و خداوند بر هر چیزى تواناست.
المال والبنون زينة الحياة الدنيا ۖ والباقيات الصالحات خير عند ربك ثوابا وخير املا ۴۶
قرائتی قرائتی مال و فرزندان، زینت زندگى دنیایند و کارهاى ماندگار شایسته، نزد پروردگارت پاداشى بهتر دارند و امید داشتن به آنها نیکوتر است.
ويوم نسير الجبال وترى الارض بارزة وحشرناهم فلم نغادر منهم احدا ۴۷
قرائتی قرائتی و روزى که کوه‌ها را به حرکت درآوریم و زمین را آشکار [صاف و هموار] مى‌بینى در حالى که همگان را برانگیخته‌ایم، پس هیچ یک از آنان را نمى‌نهیم.
وعرضوا على ربك صفا لقد جيتمونا كما خلقناكم اول مرة ۚ بل زعمتم الن نجعل لكم موعدا ۴۸
قرائتی قرائتی و [در آن روز مردم] صف کشیده، بر پروردگارت عرضه مى‌شوند. [خدا به آنان مى‌فرماید:] «همان‌گونه که نخستین بار شما را آفریدیم، [امروز هم] به سوى ما آمدید، بلکه پنداشتید ما برایتان وعده‌گاهى نمى‌نهیم؟»
ﭿ
ووضع الكتاب فترى المجرمين مشفقين مما فيه ويقولون يا ويلتنا مال هاذا الكتاب لا يغادر صغيرة ولا كبيرة الا احصاها ۚ ووجدوا ما عملوا حاضرا ۗ ولا يظلم ربك احدا ۴۹
قرائتی قرائتی و کتاب [و نامه‌ى اعمال] در میان نهاده مى‌شود، پس مجرمان را مى‌بینى که از آنچه در آن است بیمناکند و مى‌گویند: «واى بر ما! این چه کارنامه‌اى است که هیچ کوچک و بزرگى را فروگذار نکرده، مگر اینکه برشمرده است!» آنچه را انجام داده‌اند، [در برابر خود] حاضر مى‌یابند و پروردگارت به هیچ‌کس ستم نمى‌کند.
واذ قلنا للملايكة اسجدوا لادم فسجدوا الا ابليس كان من الجن ففسق عن امر ربه ۗ افتتخذونه وذريته اولياء من دوني وهم لكم عدو ۚ بيس للظالمين بدلا ۵۰
قرائتی قرائتی و[یاد کن] هنگامى که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده کنید.» پس همه جز ابلیس سجده کردند! او از جنّ بود و از فرمان پروردگارش سر برتافت. آیا [با این حال] او و نسل او را به جاى من سرپرستان خود مى‌گیرید؟ در حالى که آنان دشمن شمایند! ستمگران بد چیزى را به جاى خدا برگزیدند!
۞ ما اشهدتهم خلق السماوات والارض ولا خلق انفسهم وما كنت متخذ المضلين عضدا ۵۱
قرائتی قرائتی من ابلیس و فرزندانش را نه در آفرینش آسمان‌ها و زمین گواه گرفتم و نه در آفرینش خودشان و من گمراه‌گنندگان را دستیار خود نمى‌گیرم.
ويوم يقول نادوا شركايي الذين زعمتم فدعوهم فلم يستجيبوا لهم وجعلنا بينهم موبقا ۵۲
قرائتی قرائتی و روزى که [خداوند به مشرکان] مى‌فرماید: «آنان را که شریک من مى‌پنداشتید، فرابخوانید [تا کمکتان کنند].» پس آنها را مى‌خوانند؛ ولى پاسخى به آنان نمى‌دهند و ما میانشان ورطه هلاکت قرار مى‌دهیم.
ﯿ
وراى المجرمون النار فظنوا انهم مواقعوها ولم يجدوا عنها مصرفا ۵۳
قرائتی قرائتی و گناهکاران آتش دوزخ را مى‌بینند، پس درمى‌یابند که در آن خواهند افتاد و راه فرارى از آن نمى‌یابند.
ولقد صرفنا في هاذا القران للناس من كل مثل ۚ وكان الانسان اكثر شيء جدلا ۵۴
قرائتی قرائتی و البتّه ما در این قرآن، از هر مثلى براى مردم، گوناگون بیان کردیم، [ولى مردم به انکار آنها برخاستند.] و آدمى بیش از هر چیزى جدال کننده است.
وما منع الناس ان يومنوا اذ جاءهم الهدى ويستغفروا ربهم الا ان تاتيهم سنة الاولين او ياتيهم العذاب قبلا ۵۵
قرائتی قرائتی و هنگامى که هدایت به سوى مردم آمد، چه چیزى آنان را از ایمان­آوردن و آمرزش‌خواهى از پروردگارشان بازداشت؟ جز آنکه سنّت خداوند درباره‌ى پیشینیان براى آنان [نیز] بیاید، یا آنکه عذاب، رویاروى آنان قرار گیرد! [تا ایمان بیاورند و درخواست آمرزش کنند.]
ﭿ
وما نرسل المرسلين الا مبشرين ومنذرين ۚ ويجادل الذين كفروا بالباطل ليدحضوا به الحق ۖ واتخذوا اياتي وما انذروا هزوا ۵۶
قرائتی قرائتی و ما پیامبران را جز بشارت‌دهندگان و بیم‌دهندگان نمى‌فرستیم، ولى کافران به باطل مجادله و ستیز مى‌کنند تا به وسیله‌ى آن حقّ را درهم کوبند و آنان نشانه‌ها و آیات مرا و آنچه را که به آن بیم داده شدند، به مسخره گرفتند.
ومن اظلم ممن ذكر بايات ربه فاعرض عنها ونسي ما قدمت يداه ۚ انا جعلنا على قلوبهم اكنة ان يفقهوه وفي اذانهم وقرا ۖ وان تدعهم الى الهدى فلن يهتدوا اذا ابدا ۵۷
قرائتی قرائتی و کیست ستمکارتر از کسی که آیات پروردگارش را به او یادآور شوند، ولی او از آنها روی گرداند و [گناهان و] دستاورد پیشینه‌ى خویش را فراموش کند؟! البتّه ما بر دل‌هایشان پرده‌هایى نهادیم تا آیات قرآن را نفهمند و در گوش‌هایشان سنگینى قرار دادیم که اگر به سوى هدایتشان فراخوانى، هرگز به راه نخواهند آمد.
وربك الغفور ذو الرحمة ۖ لو يواخذهم بما كسبوا لعجل لهم العذاب ۚ بل لهم موعد لن يجدوا من دونه مويلا ۵۸
قرائتی قرائتی و پروردگارت آمرزنده‌ى صاحب رحمت است. اگر [بخواهد] مردم را به خاطر آنچه کسب کرده‌اند، مجازات کند، هرچه زودتر عذاب بر آنان مى‌فرستد، [ولى چنین نمى‌کند؛] بلکه براى آنان موعدى قرار داده که [با فرارسیدنش] جز خداوند هرگز پناهگاهى نمى‌یابند.
وتلك القرى اهلكناهم لما ظلموا وجعلنا لمهلكهم موعدا ۵۹
قرائتی قرائتی و آن آبادى‌ها را هنگامى که ستم کردند، هلاکشان کردیم و براى نابود کردنشان زمانى را قرار دادیم.
واذ قال موسى لفتاه لا ابرح حتى ابلغ مجمع البحرين او امضي حقبا ۶۰
قرائتی قرائتی و [به یادآور] زمانى که موسى به جوان [همراهش] گفت: «من دست از جستجو برنمى‌دارم تا به محلّ برخورد دو دریا برسم، حتّى اگر سال‌ها [به راه خود] ادامه دهم.»
ﯿ
فلما بلغا مجمع بينهما نسيا حوتهما فاتخذ سبيله في البحر سربا ۶۱
قرائتی قرائتی پس چون به محلّ تلاقى آن دو [دریا] رسیدند، ماهى خود را [که براى غذا همراه داشتند،] فراموش کردند. ماهى هم راه خود را در دریا برگرفت و رفت.
فلما جاوزا قال لفتاه اتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هاذا نصبا ۶۲
قرائتی قرائتی چون از آن محل گذشتند موسى به جوان [همراه] خود گفت: «صبحانه ما را بیاور! به راستى که از این سفر رنج و خستگیِ بسیار دیده‌ایم!»
قال ارايت اذ اوينا الى الصخرة فاني نسيت الحوت وما انسانيه الا الشيطان ان اذكره ۚ واتخذ سبيله في البحر عجبا ۶۳
قرائتی قرائتی او گفت: «آیا به یاد دارى که ما، جایى [لب دریا ایستادیم و براى رفع خستگى‌] پشت به صخره‌ها دادیم؟ من فراموش کردم [ماجرای] ماهى را [براى تو بگویم] و کسى جز شیطان آن را از یاد من نبرد، تا آن را یادآورى کنم و در [کمال] شگفتى، ماهى راه خود را در دریا پیش گرفت [و رفت]!»
قال ذالك ما كنا نبغ ۚ فارتدا على اثارهما قصصا ۶۴
قرائتی قرائتی [موسى] گفت: «این همان [نشانه قرارگاهى] است که در پى آن بودیم.» پس از همان راه بازگشتند، در حالى که ردّ پاى خود را دنبال مى‌کردند.
ﭿ
فوجدا عبدا من عبادنا اتيناه رحمة من عندنا وعلمناه من لدنا علما ۶۵
قرائتی قرائتی پس [در آنجا] بنده‌اى از بندگان ما را یافتندکه از جانب خود، رحمتى [عظیم] به او عطا کرده بودیم و از نزد خود علمى [فراوان] به او آموخته بودیم.
قال له موسى هل اتبعك على ان تعلمن مما علمت رشدا ۶۶
قرائتی قرائتی موسى به او گفت: «آیا [اجازه مى‌دهى] در پى تو بیایم، تا از آنچه براى رشد وکمال به تو آموخته‌اند، به من بیاموزى؟»
قال انك لن تستطيع معي صبرا ۶۷
قرائتی قرائتی [خضر] گفت: «تو هرگز نمى‌توانى بر همراهى من صبر کنى.
وكيف تصبر على ما لم تحط به خبرا ۶۸
قرائتی قرائتی و چگونه بر چیزى که آگاهى کامل به [راز] آن ندارى، صبر مى‌کنى؟»
قال ستجدني ان شاء الله صابرا ولا اعصي لك امرا ۶۹
قرائتی قرائتی [موسى] گفت: «به خواست خدا مرا شکیبا خواهى یافت و در هیچ کارى، تو را نافرمانى نخواهم کرد.»
قال فان اتبعتني فلا تسالني عن شيء حتى احدث لك منه ذكرا ۷۰
قرائتی قرائتی [خضر] گفت: «پس اگر دنبال من آمدى، چیزى از من مپرس، تا آنکه خودم درباره‌ى آن سخن آغاز کنم.»
فانطلقا حتى اذا ركبا في السفينة خرقها ۖ قال اخرقتها لتغرق اهلها لقد جيت شييا امرا ۷۱
قرائتی قرائتی پس آن دو به راه افتادند، تا آنکه سوار کشتى شدند. [خضر] آن را سوراخ کرد. موسى گفت: «آیا آن را شکافتی تا سرنشینانش را غرق کنى؟ راستى که کار ناروایى کردى!»
قال الم اقل انك لن تستطيع معي صبرا ۷۲
قرائتی قرائتی [خضر] گفت: «آیا نگفتم تو هرگز نمى‌توانى همراه من شکیبا باشى؟»
ﯿ
قال لا تواخذني بما نسيت ولا ترهقني من امري عسرا ۷۳
قرائتی قرائتی [موسى] گفت: «مرا به خاطر فراموشى‌ام بازخواست مکن و از این کارم بر من سخت مگیر.»
فانطلقا حتى اذا لقيا غلاما فقتله قال اقتلت نفسا زكية بغير نفس لقد جيت شييا نكرا ۷۴
قرائتی قرائتی پس به راه خود ادامه دادند تا به نوجوانى برخورد کردند، پس [خضر] او را کشت. موسى گفت: «آیا بى‌گناهى را بدون آنکه کسى را کشته باشد، کشتى؟ به راستى کاری زشت و ناپسند کردى!»
۞ قال الم اقل لك انك لن تستطيع معي صبرا ۷۵
قرائتی قرائتی گفت: «آیا نگفتمت که نمى‌توانى همپاى من صبر کنى؟»
قال ان سالتك عن شيء بعدها فلا تصاحبني ۖ قد بلغت من لدني عذرا ۷۶
قرائتی قرائتی [موسى] گفت: «اگر از این پس چیزى از تو پرسیدم، دیگر با من همراه مباش، قطعاً از سوى من معذور خواهى بود.»
ﭿ
فانطلقا حتى اذا اتيا اهل قرية استطعما اهلها فابوا ان يضيفوهما فوجدا فيها جدارا يريد ان ينقض فاقامه ۖ قال لو شيت لاتخذت عليه اجرا ۷۷
قرائتی قرائتی پس آن دو به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادى رسیدند. از اهل آنجا غذا خواستند. [ولی] آنان از پذیرایی آن دو خودداری کردند. پس آن دو در آنجا دیوارى را یافتند که در حال ریزش بود. [خضر،] دیوار را [تعمیر و] برپا کرد. [موسى با تعجّب] گفت: «[اینها که به ما غذا ندادند،] اگر مى‌خواستى، براى این کار مزد مى‌گرفتى!»
قال هاذا فراق بيني وبينك ۚ سانبيك بتاويل ما لم تستطع عليه صبرا ۷۸
قرائتی قرائتی [خضر] گفت: «این [بار، هنگام] جدایى میان من و توست. اکنون تو را از اسرار آنچه نتوانستى بر آن شکیبایى ورزى، آگاه خواهم کرد.
اما السفينة فكانت لمساكين يعملون في البحر فاردت ان اعيبها وكان وراءهم ملك ياخذ كل سفينة غصبا ۷۹
قرائتی قرائتی اما آن کشتى، از آنِ بینوایانى بود که در دریا کار مى‌کردند و در کمین آنان پادشاهى بود که به زور، هر کشتى [سالمى] را مى‌گرفت. من خواستم معیوبش کنم [تا به دست آن ستمگر نیفتد].
واما الغلام فكان ابواه مومنين فخشينا ان يرهقهما طغيانا وكفرا ۸۰
قرائتی قرائتی و امّا آن نوجوان [که او را کشتم،] پدر و مادرش هر دو مؤمن بودند. ترسیدیم که او آن دو را به کفر و طغیان وادارد.
فاردنا ان يبدلهما ربهما خيرا منه زكاة واقرب رحما ۸۱
قرائتی قرائتی [از این رو] خواستیم که پروردگارشان به جاى او [فرزندى] پاک‌تر و بهتر و با محبّت‌تر به آن دو بدهد.
ﯿ
واما الجدار فكان لغلامين يتيمين في المدينة وكان تحته كنز لهما وكان ابوهما صالحا فاراد ربك ان يبلغا اشدهما ويستخرجا كنزهما رحمة من ربك ۚ وما فعلته عن امري ۚ ذالك تاويل ما لم تسطع عليه صبرا ۸۲
قرائتی قرائتی و امّا آن دیوار، از آنِ دو نوجوان یتیم در آن شهر بود، و زیر آن دیوار، گنجى براى آن دو بود و پدرشان مردى صالح بود. پس پروردگارت اراده کرد که آن دو به حدّ رشد خود برسند و گنج خویش را که رحمتى از سوى پروردگارت بود، بیرون آورندو من این کارها را خودسرانه نکردم. این بود تأویل و راز آنچه نتوانستى بر آن صبر و شکیبایى ورزى.»
ويسالونك عن ذي القرنين ۖ قل ساتلو عليكم منه ذكرا ۸۳
قرائتی قرائتی و از تو درباره ذوالقرنین مى‌پرسند. بگو: «به زودى بخشى از سرگذشت او را براى شما خواهم خواند.»
انا مكنا له في الارض واتيناه من كل شيء سببا ۸۴
قرائتی قرائتی ما در زمین به او قدرت دادیم و از هر چیزى [که نیاز بود،] وسیله‌اى به او عطا کردیم.
فاتبع سببا ۸۵
قرائتی قرائتی پس او راهى را [براى سفر به غرب‌] پی گرفت.
حتى اذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب في عين حمية ووجد عندها قوما ۗ قلنا يا ذا القرنين اما ان تعذب واما ان تتخذ فيهم حسنا ۸۶
قرائتی قرائتی تا آن‌گاه که به غروب‌گاهِ خورشید رسید. [غروب‌] خورشید را چنان یافت که در چشمه‌اى تیره و گل‌آلود فرومى‌رود و نزد آن قومى را یافت [که فساد و ستم مى‌کردند]. گفتیم: «اى ذوالقرنین! یا [آنها را] عذاب مى‌کنى و یا میان آنان نیکى در پیش مى‌گیرى [و همه را مى‌بخشایى].»
ﭿ
قال اما من ظلم فسوف نعذبه ثم يرد الى ربه فيعذبه عذابا نكرا ۸۷
قرائتی قرائتی [ذوالقرنین] گفت: «امّا هرکس ستم کند، او را عذاب خواهیم کرد، سپس به سوى پروردگارش بازگردانده مى‌شود. او هم وى را به سختى عذاب مى‌کند.
واما من امن وعمل صالحا فله جزاء الحسنى ۖ وسنقول له من امرنا يسرا ۸۸
قرائتی قرائتی و امّا هر کس ایمان آورد و کار شایسته کند، پس پاداشی بهتر براى اوست و کار را بر او آسان خواهیم گرفت.»
ثم اتبع سببا ۸۹
قرائتی قرائتی سپس [ذوالقرنین در ادامه] راهی را پی­گرفت.
حتى اذا بلغ مطلع الشمس وجدها تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترا ۹۰
قرائتی قرائتی تا آنکه به محلّ طلوع خورشید رسید، آن را چنان یافت که بر قومى طلوع مى‌کند که در برابر [تابش] آن پوششى براى آنان قرار نداده بودیم.
كذالك وقد احطنا بما لديه خبرا ۹۱
قرائتی قرائتی [سرگذشت ذوالقرنین و ملت‌ها] این‌گونه [بود]، و یقیناً ما به آنچه نزد او بود، احاطه داشتیم. [و کارهایش زیر نظر ما بود].
ثم اتبع سببا ۹۲
قرائتی قرائتی سپس [ذوالقرنین براى سفری دیگر] راهی را پی­گرفت.
حتى اذا بلغ بين السدين وجد من دونهما قوما لا يكادون يفقهون قولا ۹۳
قرائتی قرائتی تا آن‌گاه که به میان دو کوه رسید، پشت آن دو کوه، مردمى را یافت که گویا هیچ سخنى رانمى‌فهمیدند.
قالوا يا ذا القرنين ان ياجوج وماجوج مفسدون في الارض فهل نجعل لك خرجا على ان تجعل بيننا وبينهم سدا ۹۴
قرائتی قرائتی گفتند: «اى ذوالقرنین! [قوم] یأجوج و مَأجوج در این سرزمین فساد مى‌کنند. آیا اگر ما هزینه را بپردازیم، تو میان ما و آنها سدّى مى‌سازى [تا از شرّشان ایمِن شویم]؟»
ﯿ
قال ما مكني فيه ربي خير فاعينوني بقوة اجعل بينكم وبينهم ردما ۹۵
قرائتی قرائتی [ذوالقرنین] گفت: «آنچه پروردگارم در آن به من قدرت داده، [از کمک مالى شما] بهتر است. پس مرا با نیروی خود کمک کنید تا میان شما و آنان سدّى محکم بسازم.
اتوني زبر الحديد ۖ حتى اذا ساوى بين الصدفين قال انفخوا ۖ حتى اذا جعله نارا قال اتوني افرغ عليه قطرا ۹۶
قرائتی قرائتی براى من پاره‌هاى آهن بیاورید [و در شکاف این دو کوه بریزید.]» تا آن‌گاه که میان دو کوه هم سطح و برابر شد. آن‌گاه گفت: «[اینک آتش بیفروزید و در کوره‌ها] بدمید.» تا وقتى که آن‌ها را [مانند] آتشى [سرخ] گرداند. گفت: «[اکنون] مس گداخته بیاورید تا روى آهن‌ها[ی مذاب] بریزم.»
فما اسطاعوا ان يظهروه وما استطاعوا له نقبا ۹۷
قرائتی قرائتی [چنان سدی ساخته شد که قوم یأجوج و مأجوج] نتوانستند از آن بالا روند و نتوانستند در آن رخنه‌اى پدید آورند.
قال هاذا رحمة من ربي ۖ فاذا جاء وعد ربي جعله دكاء ۖ وكان وعد ربي حقا ۹۸
قرائتی قرائتی [ذوالقرنین] گفت: «این، رحمت بزرگى از پروردگار من است [و تا موعد مقرّر پابرجاست]، پس هرگاه وعده‌ى پروردگار من فرارسد، آن [سدّ] را در هم مى‌کوبد. و وعده‌ى پروردگارم حقّ است.»
۞ وتركنا بعضهم يوميذ يموج في بعض ۖ ونفخ في الصور فجمعناهم جمعا ۹۹
قرائتی قرائتی و در آن روز [پایان جهان]، مردم را رها مى‌کنیم تا بعضى در بعضى همچون موج درآمیزند، و [چون] در صور دمیده شود، همه را یکجا گرد خواهیم آورد.
وعرضنا جهنم يوميذ للكافرين عرضا ۱۰۰
قرائتی قرائتی و آن روز، دوزخ را چنان که باید، بر کافران عرضه خواهیم کرد.
ﭿ
الذين كانت اعينهم في غطاء عن ذكري وكانوا لا يستطيعون سمعا ۱۰۱
قرائتی قرائتی آنان که چشمانشان از یاد من در پرده‌ى غفلت بود و [از شدّت تعصّب و لجاجت،] توان شنیدن [سخن حقّ را] نداشتند.
افحسب الذين كفروا ان يتخذوا عبادي من دوني اولياء ۚ انا اعتدنا جهنم للكافرين نزلا ۱۰۲
قرائتی قرائتی آیا آنان که کفر ورزیدند، پنداشتند که [اگر] بندگان مرا به جاى من به سرپرستى بگیرند، [آنها را سود مى‌بخشد؟ هرگز!] قطعاً ما جهنّم را براى پذیرایى از کافران آماده کرده‌ایم.
قل هل ننبيكم بالاخسرين اعمالا ۱۰۳
قرائتی قرائتی بگو: «آیا شما را از زیانکارترینِ مردم آگاه کنیم؟
الذين ضل سعيهم في الحياة الدنيا وهم يحسبون انهم يحسنون صنعا ۱۰۴
قرائتی قرائتی آنان که در زندگى دنیا تلاششان [به هدر رفته، و] گم و نابود مى‌شود، در حالى که مى‌پندارند کار شایسته و نیک انجام مى‌دهند.»
اولايك الذين كفروا بايات ربهم ولقايه فحبطت اعمالهم فلا نقيم لهم يوم القيامة وزنا ۱۰۵
قرائتی قرائتی آنان، کسانى هستند که به آیات پروردگارشان و دیدار او [در قیامت] کفر ورزیدند، پس کارهایشان تباه و نابود شد. ما براى آنان در قیامت، میزانى برپا نخواهیم کرد، [چون کارشان ارزشى ندارد تا نیاز به میزان باشد.]
ذالك جزاوهم جهنم بما كفروا واتخذوا اياتي ورسلي هزوا ۱۰۶
قرائتی قرائتی این است که کیفر آنان دوزخ است، به خاطر کفرى که ورزیدند و آیات من و فرستادگانم را به مسخره گرفتند.
ان الذين امنوا وعملوا الصالحات كانت لهم جنات الفردوس نزلا ۱۰۷
قرائتی قرائتی یقیناً آنان که ایمان آوردند و کارهاى شایسته کردند، بهشت برین منزلگاه پذیرایى آنهاست.
خالدين فيها لا يبغون عنها حولا ۱۰۸
قرائتی قرائتی همواره در آن جاوِدانه‌اند و درخواست دگرگونى و جابه‌جایى نمى‌کنند.
ﯿ
قل لو كان البحر مدادا لكلمات ربي لنفد البحر قبل ان تنفد كلمات ربي ولو جينا بمثله مددا ۱۰۹
قرائتی قرائتی بگو: «اگر دریا براى [نوشتن] کلمات پروردگارم مرکب شود، پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان پذیرد، [آب] دریا تمام مى‌شود، هر چند دریایى همانند آن را به کمک آوریم.»
قل انما انا بشر مثلكم يوحى الي انما الاهكم الاه واحد ۖ فمن كان يرجو لقاء ربه فليعمل عملا صالحا ولا يشرك بعبادة ربه احدا ۱۱۰
قرائتی قرائتی بگو: «بی‌گمان من بشرى همچون شمایم، [جز اینکه] به من وحى مى‌شود که خداى شما خداى یگانه است. پس هر که به دیدار پروردگارش امید و ایمان دارد، کارى شایسته کند و هیچ‌کس را در عبادت پروردگارش شریک نسازد.»
مشاری راشد العفاسی
قرآن - سوره ۱۸ کهف - آیه ۱
مشاری راشد العفاسی ترتیل
حالت پخش
تکرار آیه
مکث
اسکرول خودکار

باید بخوانید

اپ سلام قرآن

اپ شماره یک قرآن در کره زمین

اپ سلام قرآن
لطفا برای بهرمندی از تجربه مطلوب‌تر از مرورگرهای مطرح استفاده کنید.